بررسي بازي Assassin’s Creed Syndicate +تصاویر - صبحانه آنلاین | Sobhanehonline.com
کد خبر: ۷۹۹۸۰
تاریخ انتشار: ۱۰ آبان ۱۳۹۴ - ۱۳:۰۶
عرضه ي سالانه ي عناوين مختلف، در چند سال اخير، ديگر به امري رايج تبديل شده و چندان دور از ذهن نيست. چه در هاليوود و چه در دنياي بازي هاي ويدئويي، عناوين بزرگ يا به اصطلاح بلاک باستري وجود دارند که معمولا به فروشي موفقيت آميز و از پيش تضمين شده دست مي يابند و جيب مخاطبان را خالي مي کنند.
به گزارش فناوری صبحانه، البته تفاوت هايي کوچک و بزرگ ميان بازي هاي ويدئويي و صنعت سينما وجود دارد. پيش از هر چيز، شما به هيچ وجه براي مشاهده ي يک فيلم در سالن سينما مجبور به پرداخت هزينه ي 60 دلاري نخواهيد بود. از سوي ديگر، کارگردان يک فيلم، خواسته يا ناخواسته مجبور است که محتواي جديدي براي مخاطب خود در نظر بگيرد و حداقل مطمئن هستيد که دقيقا همان فيلم سال پيش را مشاهده نمي کنيد (البته اين که آيا آن فيلم جديد اصلا ارزش نگاه کردن دارد يا خير را کنار مي گذاريم!).



اما شرايط براي بازي سازان و ناشران بازي هاي ويدئويي بسيار بهتر است. هيچ ناشر يا بازيسازي، هيچ وقت مجبور نيست به اندازه ي فيلم هايي چون سري انتقام جويان، بودجه صرف کند و با اين وجود، خيلي زودتر از همين فيلم ها هم، هزينه ي ساخت را برمي گرداند و به حجمي وحشتناک از سود خالص دست مي يابد.

در همين حال، ساخت سالانه ي بازي هاي ويدئويي هم به دشواري ساخت فيلم ها نيست. بسياري از بازي هاي ويدئويي، المان هاي خاص خود را دارند که معمولا اين المان ها بدون تغيير اساسي و آن چناني، به نسخه ي بعد منتقل مي شوند. بنابراين، کار اصلي استوديوهاي بازي سازي آن است که در زمان يک ساله اي که در اختيار دارند، با پردازش مباحث داستاني و گرافيکي بازي بپردازند.

همه ي ما بازي اساسينز کريد را مي شناسيم، فرنچايز محبوب کمپاني يوبي سافت که سال هاست به صورت مداوم عرضه مي شود و کار به جايي رسيده که در برخي از سال ها، دو نسخه از آن به انتشار مي رسد. اساسينز کريد به جرئت يکي از برترين عناوين يوبي سافت بود؛ اما اين کمپاني به جاي آن که با عنوان خود و نيز طرفداران خود احترام بگذارد، ذره ذره، رس بازي را کشيد و آن را به زوال کشاند.



نسخه ي قبلي اساسينز کريد، تحت عنوان Unity به انتشار رسيد و از مشکلاتي جدي و حياتي رنج مي برد. علاوه بر باگ ها و گليچ ها و مشکلات احمقانه اي از اين دست، سازندگان سعي کرده بودند با اعمال تغييراتي به ظاهر شگرف و در باطن نه چندان کارآمد، بازي خود را متفاوت نسبت به ساير نسخه ها جلوه دهند. سنديکا يا Syndicate، مدتي بعد از انتشار Unity معرفي شد و اين بار گيمر را در محيط لندن هنگام انقلاب صنعتي قرار مي دهد.

مثل هميشه، يوبي سافت از سوژه ي بسيار خوبي براي نسخه ي جديد بازي خود بهره برده است؛ اما آيا بالاخره مي توانيم در سنديکا شاهد کمي و فقط کمي تغيير يا بهبود نسبت به قبل باشيم و يا همه چيز با همان فرمول پوسيده و خاک و خورده ي سابق دنبال مي شود؟

در ادامه ي اين بررسي با ما همراه باشيد.

مشکل بزرگ يوبي سافت در اين است که معمولا از ايده ها و قالب هاي درستي براي کار خود بهره مي برد اما در نهايت، به قدري شاخ و برگ به آن مي افزايد که همه چيز تحت شعاع قرار مي گيرد و ايده ي اصلي، به طور کل به دست فراموشي سپرده مي شود. اين مشکل سال هاست که در نسخه هاي متعدد اساسينز کريد ديده مي شود و حالا در سنديکا به اوج خود رسيده است.



سنديکا داستان قابل قبولي دارد و براي پيشبرد گيم پلي مي توان از دو کاراکتر مونث و مذکر استفاده کرد. فضاي مورد استفاده از سوي سازندگان، يعني لندن در عصر انقلاب صنعتي، اتمسفري ايده آل براي بازي پديد آورده و از گشت و گذار در اين محيط ويکتوريايي و نسبتا استيم پانک، لذت زيادي خواهيد برد.

اگر به ياد داشته باشيد در نسخه ي دوم بازي و نسخه هاي جانبي Brotherhood و Revelations، چند شخصيت معروف واقعي نظير لئوناردو داوينچي حضور داشتند که انصافا جذابيتي بي نظير به بازي بخشيده بودند. هنوز هيچ بازي ديگري نتوانسته هيجاني به اندازه ي هيجان حضور
در نسخه ي پروتوتايپ تانک طراحي شده از سوي لئوناردو داوينچي را به من منتقل کند.

اين مسئله، ايده اي جديد و متفاوت بود که يوبي سافت توانست با استفاده ي درست و به جا از آن، گيمرها را به وجد آورد. بعد از موفقيت اين المان بسيار دوست داشتني، استفاده از شخصيت هاي واقعي، تقريبا به رسم رايج نسخه هاي مختلف اساسينز کريد بدل شد و در هر نسخه توانستيم با افراد مشهور و متفاوتي ديدار کنيم.

حالا استفاده اين المان در سنديکا به بيش ترين حد خود رسيده و گيمر در طول گيم پلي، با افرادي بزرگ نظير چارلز ديکنز، اکساندر گراهام بل، چارلز داروين و چندين و چند شخصيت ديگر برخورد خواهد داشت. اما چه چيزي سبب شده که برخورد با اين افراد ديگر جذابيت سابق را ندارد و من به عنوان يک گيمر يا منتقد خيلي زود از صحنه هاي سينماتيکي که اين افراد در آن ها حضور دارند خسته مي شوم؟



باز هم بايد خاطر نشان کرد که استفاده از داوينچي در نسخه ي دوم بسيار جالب بود اما به نظر مي رسد که اهميت اين المان به مرور زمان در نظر يوبي سافت از بين رفته است و حالا استفاده از مشاهير حقيقي، تنها به عنوان عنصري براي مطرح کردن بازي در حوزه هاي مختلف و به روشي تبليغاتي تبديل شده است.

تفاوت بزرگ داوينچي با تمام مشاهير استفاده شده در سنديکا اين است که شخصيت پردازي فوق العاده ي وي سبب مي شد که واقعا خودتان را در برابر شخصيت بزرگ اش احساس کنيد. در سنديکا اما، شايد حضور چنين اشخاصي در نگاه اول برايتان جالب بنمايد اما در طول زمان از اين مسئله خسته خواهيد شد که اين افراد چقدر بي خاصيت به نظر مي رسند و ظاهرا هيچ کار و زندگي ديگري به جز کمک کردن به گروه اساسين هاي لندن نداشته اند!

ديالوگ هاي کليشه اي و خسته کننده و نيز رفتارهاي نا به جا و مسخره را نيز به همه ي اين ها اضافه کنيد تا متوجه شويد با چه شخصيت پردازي و داستان خامي طرف هستيد. معمولا در فيلم ها مي بينيم که نوابغ، رفتارهايي برخلاف عرف جامعه ي خود داشته اند که سبب مي شده به افرادي منزوي و گوشه گير بدل شوند. سازندگان بازي هم با الهام از همين المان فيلم ها، سعي کرده اند با اغراق در حرکات دست و صورت افراد مشهور، به خيال خود به جذابيت شخصيت هايشان بپردازند و نمي دانسته اند که تا چه حد به خود و به طرفداران و بالاتر از همه ي اين ها، به آن افراد مشهور توهين کرده اند.

تاکيد نويسنده ي مطلب روي اين موضوع، شايد کمي بيش از حد به نظر برسد اما آيا غير از اين است که بازي سازان و در راس آن ها کمپاني يوبي سافت، ديگر به نقطه اي از طمع رسيده اند که کمترين ارزشي براي کار و هنر خود قائل نيستند و سعي مي کنند با بهره گيري صرف از موضوعات مختلف، عنوان خود را به مخالب بقبولانند؟

گذشته از اين، دو کاراکتر اصلي بازي هم چندان تفاوتي با اين شخصيت هاي معروف ندارند ندارند. بازي داستان خواهر و برادري جداناپذير را روايت مي کند که در عين اين که هدفي يک سان را دنبال مي کنند اما تفاوت هاي بنيادين با يک ديگر دارند و اين تفاوت ها، بعضا باعث ايجاد مشاجره بين آن ها مي شود. کاراکتر مذکر يا «جيکوب»، شخصيتي لوده دارد و همانند جواني هاي اتزيو، همه چيز را به تمسخر مي گيرد.



در همين حال، خوهر وي يا «ايوي» حالتي خشک تر دارد و اهداف اساسينزها و نابود کردن تمپلارها را امري مهم تر مي شمارد. تقابل و تضادهاي جيکوب و ايوي در کليشه اي ترين حالت ممکن قرار دارد و در بهترين حالت، تنها 1 ساعت براي گيمر جالب خواهد بود و بعد از آن ترجيح مي دهيد که از کات سين ها عبور کنيد.

البته باز هم بايد خاطر نشان کرد که کليت داستان، چندان مشکلي ندارد و در کل، با روندي قابل قبول مواجه خواهيد بود؛ اما مشکل اصلي اينجاست که روايت آن همانند سابق بسيار کند انجام مي شود و تا به اوج خود برسد، هزاران بار آرزوي مرگ کرده ايد. اکثر کات سين هاي بازي هيچ محتواي خاصي ندارند و عملا براي بالا بردن مدت زمان گيم پلي بازي ساخته شده اند.

پيش از عرضه ي بازي، سازندگان اعلام کردند که اين نسخه از اساسينز کريد ديگر بخش چندنفره يا مالتي پلير نخواهد داشت و تمام تمرکز آن ها روي توسعه ي بخش کمپين و داستاني بازي معطوف شده است تا بهترين تجربه ي ممکن حاصل شود. اين نقطه نظر سازندگان نسبت به بازي خود و البته حذف کردن بخش چندنفره امري ستودني به شمار مي رود. اما واقعا حذف اين بخش تا چه ميزان روي بهبود گيم پلي بازي تاثير داشته است؟

در نگاه اول بايد گفت که گيم پلي سنديکا نسبت به دو-سه نسخه ي قبلي خيلي بهتر شده و اگر هنوز از حرکاتي نظير بالا رفتن از در و ديوار يا پريدن روي سر دشمنان خسته نشده باشد، هنوز احتمال زيادي وجود دارد که از تمام اين کارها لذت ببريد. گيم پلي بازي خوش بختانه تا حدي روان تر از قبل شده و اين بار مي توان با سرعت بيش تر و به طرق گوناگون در محيط بسيار بزرگ بازي جا به جا شد.

علاوه بر اين که کاراکترهاي اصلي سرعتي بسيار زياد (و بعضا غيرمنطقي) در بالا رفتن از ديوار دارند، به لطف آيتم هاي جديدي چون زيپ لاين، مي توان به سرعت ميان دو ساختمان طنابي متصل کرد و از ميان آن ها جا به جا شد. در همين حال، خيابان هاي لندن هم به صورت عريض و طويل طراحي شده اند تا بتوانيد به راحتي و با استفاده از وسيله ي نقليه ي کالسکه، در شهر جولان دهيد.

اضافه شدن کالسکه تغييري نسبتا بزرگ و مثبت در گيم پلي به وجود آورده و چرخيدن با اين کالسکه ها در شهر يا مبارزه روي آن ها و هنگام حرکت، گيم پلي را از خسته کنندگي بيش از حد نجات داده است. البته متاسفانه سازندگان ظاهرا به خوبي از پتانسيل هاي ايده ي جديدشان باخبر نبوده اند و تنها در موارد معدودي از آن استفاده مي شود؛ در حالي که به شخصه مي توانستم زمان بيش تري را با استفاده از کالسکه سپري کنم.



سبک مبارزات تن به تن، هم چنان به همان شيوه ي سابق اما با کمي تفاوت دنبال مي شود. دشمنان به صورت نوبتي به گيمر حمله ور مي شوند و بايد با استفاده از سه دکمه ي مختلف، مبارزه را به اتمام رساند. معمولا يک دکمه در نقش حمله و دکمه ي ديگر در نقش جاخالي از حملات ظاهر مي شوند. با استفاده از دکمه ي سوم هم مي توان به دشمنان تيراندازي کرد يا چيزهايي از قبيل نارنجک دودزا را روي زمين انداخت که براي مدت محدودي موجب گيج شدن دشمنان نه چندان باهوش بازي مي شود.

ايراد بزرگي که از همان ابتداي گيم پلي تا انتها به چشم تان خواهد خورد و ديگر عاصي تان مي کند، تعداد بسيار بسيار زياد مبارزات است. تقريبا در تمام مراحل جانبي يا اصلي بايد به طور دائمي با گروه هاي مختلفي از گنگ هاي لندن به مبارزه بپردازيد. يک مثال بارز براي اين ماجرا، يکي از مراحل ابتدايي بازي است که بايد به دنبال 3 گنجينه ي مختلف در محيطي که مساحت آن به زور به 100 متر مربع مي رسد، بگرديد و در همين محيط محدود، با چيزي در حدود 6 گنگ 4 نفره ي مختلف به مبارزه خواهيد پرداخت. به جرئت مي توان گفت که تا انتهاي بازي، تعداد افرادي که در اين مبارزات قلع و قمع مي کنيد به بيش از نيمي از جمعيت آن زمان لندن خواهد رسيد!

در بازي مي توان دائما ميان دو شخصيت اصلي سوييچ کرد. هر يک از اين دو شخصيت، سبک مبارزاتي خاص خود را دارند و توانايي هاي مختلفي در مبارزه از خود به نمايش مي گذارند. جيکوب حالتي تهاجمي تر دارد و به همين جهت، از سرعت عمل بيش تري در مبارزات برخوردار است. در مقابل، ايوي تمايل بيش تري به مخفي کاري نشان مي دهد و مبارزات وي با دشمنان زمان بيش تري مي طلبد.

اما برخلاف تاکيد بيش از حد سازندگان، در کل تفاوت چنداني هنگام بازي با هر يک از آن ها احساس نخواهيد کرد. بنابراين، تمام تفاوت مبارزات هر دو کاراکتر، جدا از زماني که مي طلبد، به سلاح هايي که استفاده مي کنند محدود مي شود. اما در عمل، حتي اين سلاح ها هم تفاوت چنداني در مبارزه ايجاد نمي کنند و هر يک به ميزاني برابر به دشمنان آسب مي زنند. انيميشن هاي طراحي شده براي مبارزات هم به قدري کم و محدود است که بعد از همان 2-3 مبارزه ي اول، ديگر چيز جديدي براي مشاهده وجود ندارد.

به طور کل، تقريبا تمام مراحل بازي از روندي يک سان پيروي مي کنند؛ با استفاده از پارکور وارد محيطي جديد مي شويد، با گروهي از دشمنان مبارزه مي کنيد، بار ديگر به محيطي جديد مي رويد و با چند گروه ديگر مبارزه مي کنيد، به هدف مورد نظر مي رسيد و وي را مي کشيد يا آن را مي دزديد. دقيقا به همين خاطر است که سازندگان بايد ارزش بيش تري براي استفاده از کالسکه قائل مي شدند؛ زيرا مراحل، به خودي خود، کشش لازم را ندارند و روند يکسان آن ها اصلا به اين وضع کمکي نمي کند.



اما حالا سازندگان براي بهبود و تنوع بخشي به گيم پلي چه کرده اند؟ الماني جديد به بازي اضافه کردند که با نزديک شدن به دشمن و زدن دکمه اي مشخص، مي توانيد وي را برباييد و به زور به داخل کالسکه بفرستيد! ايده اي که خيلي زود کاربرد خود را از دست داده و حتي خود سازندگان هم متوجه آن شده اند و از نقطه اي از گيم پلي به بعد، ديگر از آن استفاده نمي کنند.

در همين حال، سازندگان در تلاشي نااميدانه به دنبال آن بوده اند که با احياي برخي از المان هاي حياتي نسخه ي دوم بازي، بار ديگر به ريشه ها بازگشته و گيمرها را خشنود سازند. براي مثال همانند نسخه ي Brotherhood، مي توان گروهي از افراد مختلف را جمع آوري کرد و از آن ها به عنوان يار کمکي در مبارزات بهره برد. البته خوشبختانه ديگر خبري از ميني گيم مديريت اين افراد نيست و مجبور نيستيد براي بالا بردن توانايي هايشان، آن ها را به ماموريت هاي مختلف بفرستيد. در واقع اين ويژگي صرفا حالتي فانتزي دارد و راستش را بخواهيد با توجه به هوش مصنوعي دشمنان، چندان نيازي هم به استفاده از يار کمکي نخواهيد داشت.

با استفاده از امتيازات تجربه و پول رايج بازي، مي توان به قابليت هاي بهتر و آيتم هاي بيش تر دسترسي يافت. خوش بختانه بدون توجه به اين که با چه کاراکتري بازي مي کنيد، امتياز تجربه براي هر دو کاراکتر اعمال خواهد شد و به همين جهت مي توانيد به صورت مساوي توانايي هايشان را ارتقا دهيد و يکي از آن ها از ديگري ضعيف تر باقي نمي ماند. خريداري قابليت هاي جديد، اگرچه باعث بهبود اعمال مختلف جيکوب و ايوي مي شود اما در نهايت تاثير چشمگيري بر گيم پلي نمي گذارد و حتي بدون آن ها هم مي توانيد بدون مشکل گيم پلي را به پايان برسانيد.

پول رايج بازي تا حدي ناياب است و آيتم هاي جديدتر، کمي بيش از حد گران قيمت به نظر مي رسند. بنابراين و البته با در نظر گيري اين مسئله که اکثر آيتم هاي اضافه ي بازي آنقدرها هم با ارزش نيستند، احتمالا در بسياري از مواقع، عطاي آن ها را به لقايشان مي بخشيد. البته بايد خاطر نشان هم کرد که يوبي سافت در حرکتي نه چندان دور از ذهن، امکان ميکروترنسکشن يا خريدهاي درون برنامه اي را هم به بازي افزوده که شايد عدم تعادل قيمت گذاري هاي بازي را هم بتوان ناشي از اين سياست نه چندان مشتري مدارانه ي يوبي سافت دانست!

اما با تمام اين تفاسير، نبايد گرافيک بازي را از قلم انداخت. خوش بختانه مثل هميشه طراحي محيط به بهترين شکل ممکن انجام شده و جزييات در متر به متر آن بيداد مي کند. بسياري از لوکيشن هاي معروف شهر لندن در بازي ساخته شده اند و بالا رفتن از بناهايي نظير برج ساعت بيگ بن، لذتي وصف ناپذير به همراه خواهد داشت.

البته گرافيک فني بازي هم چنان روند معروف يوبي سافت را حفظ کرده و با مشکلات محيرالعقول زيادي مواجه خواهيد شد. جدا از اين که آنتي آلياسينگ هنوز از مشکلات جدي بازي محسوب مي شود و تنوع چهره و انيميشن هاي کاراکترهاي جانبي خصوصا دشمنان بسيار کم است، کماکان با باگ هاي منحصر به فرد سري بازي اساسينز کريد مواجه خواهيد شد و احتمالا با دوستان تان حسابي به آن ها خواهيد خنديد!

جمع بندي

اساسينز کريد بدون هيچ شک، هم چنان يکي از محبوب ترين سري بازي هاي حال روز دنيا به شمار مي رود و بسياري از گيمرها حاضرند به صورت چشم بسته نسخه هاي جديد آن را خريداري کنند. اما شايد زمان آن رسيده باشد که گيمرها چشم خود را باز کنند و ببينند که آيا واقعا در ازاي پرداخت مبلغ قابل توجه 60 دلار (که معمولا با چيزهايي نظير سيزن پس و آيتم هاي جانبي به 100 دلار هم مي رسد) چه امکان جديدي دريافت مي کنند.

اساسينز کريد هنگام عرضه ي نسخه ي ابتدايي خود، از ايده هايي فوق العاده بهره مند بود که شايد فقط در پياده سازي دچار مشکل بودند. اما مشکل پياده سازي، در نسخه ي دوم و نسخه هاي جانبي آن برطرف شد و همين موضوع، سبب گشت که همه ي گيمرها از آن بازي به عنوان يکي از بهترين بازي هاي زندگي خود ياد کنند.

اما حتي بهترين ايده ها هم در طول زمان منسوخ و به زوال کشيده مي شوند. ساخت دوباره و دوباره ي يک بازي به همان شکل سابق و تنها عوض کردن داستان و محيط اصلي، شايد هنوز براي يوبي سافت مشکل ايجاد نکرده باشد؛ اما بدون هيچ شک، در ساليان پيش رو بالاخره اين فرمول جذابيت خود را از دست مي دهد. اما جاي تاسف دارد که تا آن زمان، يوبي سافت با سو استفاده از احساسات و هيجان مردم، به ثروتي بي حد و مرز دست يافته است.



اساسينز کريد سنديکا به هيچ وجه بازي بدي نيست. اگر من تا به امروز اسم اساسينز کريد را نشنيده بودم، بدون لحظه اي درنگ بازي را تهيه مي کردم و از تمام جذابيت هايش لذت مي بردم. اما حالا که سال ها از عرضه ي نسخه هاي مختلف بازي مي گذرد و هيچ تفاوتي در ميان آن ها ديده نمي شود، نمي توانم بگويم که سنديکا برايم جذابيت خاصي دارد.

سنديکا تنها به دو گروه از گيمرها پيشنهاد مي شود؛ آن هايي که تا به حال اساسينز کريد را تجربه نکرده اند (که بعيد مي دانم گيمري با اين شرايط وجود داشته باشد) و آن هايي که ديوانه وار اساسينز کريد را مي پرستند و البته، مشکل چنداني با پرداخت ده ها دلار براي دسترسي به زيرپيراهن جديد براي کاراکتر اصلي ندارند!
نظر شما:
نام:
ایمیل:
* نظر: