ساعت 13 در 10 اداره دولتی یک شهر - صبحانه آنلاین | Sobhanehonline.com
کد خبر: ۱۱۹۵۹۲
تاریخ انتشار: ۱۸ دی ۱۳۹۵ - ۱۳:۵۶
گزارشی از نوع دیگر
روزنامه خراسان جنوبی در گزارشی متفاوت و جالب به سراغ ادارات دولتی شهر بیرجند رفته تا ببیند کارمندان در ساعات پایانی کار چه می کنند که خواندن آن خالی از لطف نیست .اگر شما هم از مراجعه به ادارات دولتی در ساعات پایانی روز خاطره جالبی دارید در بخش نظرات برای ما بنویسید.
به گزارش صبحانه، ساعت به لحظات پایان کار که نزدیک می شود یا برخی کارمندان در محل کار خود حضور ندارند و یا از این اتاق به آن اتاق در رفت و آمدند تا کندی سپری شدن دقایق پایانی کار خیلی برایشان محسوس نباشد البته در این بین  هستند کارمندانی که آنچنان مشغول کارند که  آخر کار وقت هم  کم می آورند.
ساعت 13در 10 اداره دولتی یک شهر
در گزارشی سرزده ساعت 13 شنبه 11 دی ماه  خبرنگاران روزنامه به تعدادی از ادارات شهر مراجعه کردند تا باز هم بر اساس این اصل که رسانه ها  رابطی بین مردم و مدیران هستند و رسالتشان این است که چشم بینای مخاطبان خود باشند  ، نگاهی صرفا ذره بینی برای بهبود امور و یا تقویت آن داشته باشند.

بهزیستی بیرجند

اداره بهزیستی بیرجند دیگر جایی برای پارک خودرو ندارد.  اما در ورودی اداره هیچ برو بیایی نیست؛ در سالن اداره هم جز صدای صحبت چند نفر از کارمندان که به دبیرخانه مراجعه کرده اند صدایی شنیده نمی شود. 
 
از معاونی که در اتاق مجاور حوزه مدیریت پشت میزش نشسته است سراغ رییس اداره را می گیرم که می گوید برای اقامه نماز رفته اند و منتظر بمانید تا برگردند. دقیقه ای طول نمی کشد که رییس در سالن و در جمع صمیمی همکارانش که از اتاق های اطراف دورش جمع شده اند حرف از کارهای اداری می زند .

به یکی از همکارانش سفارش می کند برای جلسه فردا گزارش  عملکرد حوزه اش را آماده کند و بعد پشت میزش می نشیند و در اتاقش را باز می گذارد. اما هیچ مددجو و مراجعه کننده ای در اداره نیست .

حدود 20دقیقه در اداره بهزیستی بیرجند بدون حضور یک مددجو کمی تعجب آور است اما این اداره در این بازه زمانی هیچ ارباب رجوعی ندارد. هنوز در اتاق ها بسته نشده و کار ادامه دارد.

آموزش و پرورش بیرجند

تعداد زیادی  خودرو در پارکینگ محوطه اداره آموزش و پرورش بیرجند پارک شده است. اداره ای که ارباب رجوع زیادی دارد.

زمان زیادی تا پایان وقت اداری باقی  نمانده است اما مراجعات مردمی در این اداره آنقدر زیاد است که احساس می کنی در میان روز قرار داری، معلم برای حساب و کتاب شغلش، دانش آموز بابت گرفتن تاییدیه تحصیلی و برخی والدین برای اعتراض به شهریه دریافتی مدارس مراجعه کرده اند.

به طبقه دوم ساختمان می روم. 6 اتاق بزرگ در این طبقه وجود دارد و در هر اتاق با وجود چند میز تنها یک نفر پاسخگوی ارباب رجوع است ، این امر برای تمام اتاق های این طبقه صادق است .

طبقه اول ساختمان کمی شلوغ تر است و اتاق ها کوچکتر، این قانون در اتاق های این طبقه هم اجرا شده است. کارمند یکی از حوزه ها که به نظر می رسد ارباب رجوع کمتری دارد حدود 10 دقیقه با تلفن همراه خود در حال صحبت است. هیچ کدام از ارباب رجوع ها اطلاعی از ماجرای این میزهای خالی ندارند اما امیدوارند  داخل هر اتاق همان یک نفر که حضور دارد جوابشان را بدهد.

شاید کارمندان جلسه ای داشته باشند و این تنها توجیهی است که می توان برای این میزهای خالی داشت.

بنیاد مسکن خراسان جنوبی

سالن بزرگ ساختمان جدیدساز بنیاد مسکن خراسان جنوبی در حاشیه خیابان پاسداران پذیرای ارباب رجوع هایی از شهر و روستاست.

دفتر مدیر کل در طبقه چهارم است اما نگهبان می گوید مدیر امروز در ماموریت در یکی از شهرستان هاست.

معاون بازسازی مسکن روستایی در طبقه اول پاسخگوی مراجعان است .

در اطراف اتاق هم میزهای کارشناسان مربوط چیده شده است و هر کدام به کاری مشغولند.

در  طبقه 3 هم  معاون عمران روستایی به استقبال می آید و علت حضور را می پرسد تا مشکل ارباب رجوع را برطرف کند.

   ثبت احوال بیرجند

ثبت احوال از  اداره هایی است که هر فردی در مدت حیات  خود خواسته و ناخواسته گذرش به آن  می افتد و افراد از شیرین ترین  وقایع زندگی گرفته تا تلخ ترین آن را در این مکان به ثبت می رسانند.

پایان کار نزدیک است، اما اداره همچنان شلوغ است و مردم مشغول انجام کارهای روزمره هستند.

همه باجه ها به جز یکی دو مورد که فردی پشت آن نیست، فعال است. برخی در حال گفت و گو با ارباب رجوع و راهنمایی کردن آنان و  بعضی در حال تحویل مدارک و...، تعدادی دیگر هم که مراجعه کننده ای ندارند با رایانه ای که جلویشان قرار دارد مشغول کار هستند، اما برخی باجه ها هم شلوغ است و ارباب رجوع منتظر است نوبتش شود.

در کنار کارمندان رئیس هم حضور دارد تا اگر گرهی به کار افتاد گره گشا باشد.

راه و شهرسازی

روز به نیمه رسیده  و پایان  کار اداری نزدیک است. راهروی طبقه پایین راه و شهرسازی خلوت است . بالای در اتاق ها عنوان اداره های نظارت بر پروژه های ساختمانی و تاسیسات دولتی وعمومی، مدیریت فنی و اجرایی، فنی و  مهندسی و... به چشم می خورد.

داخل هر اتاق یکی دومیز و چند صندلی دیده می شود و کارمندانی که سرشان روی صفحه کامپیوتر خیره مانده است.

داخل یکی از اتاق ها که به  نسبت بزرگتر است میزی برای جلسه گذاشته شده و صندلی هادور آن  چیده شده اما پشت میز  کارمند، نیرویی نیست.

دونفر در بایگانی کار می کنند، در بقیه اتاق ها هم برخی کارکنان پشت میزشان درگیرند.

کنار پله ها در اتاقی باز است. دو مرد پشت میزهایشان نشسته اند.

در این طبقه ساختمان هم اتاق ها زیادند اتاق هایی که برخی از داخل با در دیگری به هم ارتباط دارند. بالای برخی درها عنوان ندارد اما در اتاق نظارت عالیه ماده 35 کارمندی نیست و در اتاق مجاور که به این فضا راه دارد مردی مشغول کار است.

در  اتاق یگان حفاظت میز وصندلی ساده ای جانمایی شده است. اثری از مسئولی پشت  میز نیست اما مردی با چند کاغذ وارد اتاق شده و از در میانی به اتاق دیگر می رود انگار مسئول دفتری در کار نیست.

درطرف  دیگر سالن، در اتاق های کنفرانس، هسته گزینش، مدیریت بحران و ...بسته است .

رئیس بنا به توضیح مسئول دفترش که در اتاق کنار پله ها است خارج از اداره و در جلسه ای است که تا  پایان وقت اداری باز نمی گردد، آقای ...کارمند هم نیست.

به ناچار دوباره راهی طبقه پایین می شوم مرد جوانی در حال قفل کردن در اتاق است، از او سراغ همان کارمند را می گیرم، آدرس به طبقه بالامی دهد واین توضیح که اگر نبوده امروز دیگر نمی آید، از همکارانش هم سراغ او را می گیرد پاسخ منفی است و کارمند یاد شده در اداره نیست.

قفل در اتاقش را باز می کند .عنوان پست دو کارمند روی میزهاست اما خبری از آنها نیست، عکس نشان می دهد که یکی از آنها خودش است . ساعت حدود 14:12 است، 3 کارمند سوار یک خودرو با پلاک دولتی از راه و شهرسازی خارج می شوند.

کمتر از 5 دقیقه بعد، کارمند دیگری با پرایدی سفید اداره را ترک می کند، هنوز زمان اتمام کار نرسیده است  و حدود ده  دقیقه دیگر تا پایان وقت باقی مانده است .

 شعبه یک تامین اجتماعی

باید از محوطه و بوی عطر گل هایی که به استقبال بهار زودرس رفته اند عبور کنی و چند پله ای بالابروی تا به واحد نام نویسی اداره کل تامین اجتماعی برسی. پشت باجه های شیشه ای صندلی ها خالی از حضور کارمندان است و مانیتور سیستم ها در سکوت انتظار آمدن آنها را می کشند.

پشت یکی از باجه ها  خانمی رفت و آمد و پرونده ها را جابه جا می کند، مراجعه کنندگانی هر چند به تعداد کم روی صندلی ها نشسته و چشم هایشان عقربه های  ساعت  که 13 ظهر را نشان می دهد دنبال می کنند .

هر چند لحظه یکبار با عصبانیت به اطراف نگاهی می اندازند و سراغ کارمندی که حضور ندارد را از دیگران می گیرند.

مقابل واحد نام نویسی ،  واحد مستمری بگیران است، اینجا هم در سکوت مطلق فرو رفته و باجه یک خالی از حضور کارمند است و همکارش پاسخگویی به ارباب رجوع رابر عهده دارد.

عقربه های ساعت تیک و تاک کنان پیش می روند و دقایقی سپری می شود اما هنوز از حضورکارمند خبری نیست.

به واسطه آسانسور به طبقه بالا راه می یابی. واحد اجرائیات، اموراداری و خدمات هم میزبان باجه های خالی ازکارمندان است اما کمی آن طرف تر کارمندان دبیرخانه وامور اداری سخت مشغول کار هستند، کارمند امور مالی این اداره هم مشغول جابه جا کردن پرونده ها و بررسی آنها ست.

روی کاغذی بر در اتاق رئیس نوشته شده  «لطفا به آقای معاون در طبقه اول مراجعه کنید» .

بیمه سلامت

وارد اداره کل بیمه سلامت می شوم، بعد از عبور از محوطه سرپوشیده ای که اتاق اطلاعات و صندلی های انتظار در آن جانمایی شده است وارد قسمتی می شوم که ارباب رجوعی به آن جا مراجعه می کند، روی در نوشته شده« امور بیمه گری» ، چند نفر از کارکنان پشت میزهایشان هستند و یکی دو صندلی هم خالی است.

البته فقط یک مراجعه کننده حدود 60 ساله در آن سوی پیشخوان حضور دارد، خانم کارمند هم مشغول ارائه راهنمایی های لازم است،درهمان لحظه مرد مراجعه کننده می رود و خانم کارمند از من علت مراجعه ام را می پرسد، به ناچار می گویم برای گم کردن دفترچه بیمه چه کاری باید انجام بدهم که مرا به بخش روبه رو که مربوط به بیمه سلامت است راهنمایی می کند، البته او این توضیح را می دهد که حداقل یک ماه طول می کشد ولی در این مدت می توانید از خدمات بیمه استفاده کنید.

در قسمت بیمه سلامت هیچ مراجعه کننده ای وجود ندارد،3 کارمند خانم ویک آقا در این جا حضوردارند، آقای کارمند با خوشرویی به سمت من می آید، برخورد او به قدری صمیمی است که در ابتدا حس می کنم شاید از قبل با او آشنایی داشته ام، برای او هم به ناچار قضیه دفترچه بیمه گم شده ام را می گویم، او یک فرم را به من داده و با لبخند می گوید: البته این را باید به دفتر پیشخوان ببرید و یک ماه هم برای صدور دفترچه منتظر باشید و سپس  اضافه می کند:« البته خیلی  دفترچه ها در مدت یک ماه پیدا می شود.

شرکت گاز بیرجند

اتاقک نگهبانی و اطلاعات شرکت گاز خلوت است. در امور مشترکین خبری از مراجعه کننده نیست و 2 نیروی این بخش مشغول صحبت با تلفن هستند.

در طبقه دوم از کاغذ نوشته هایی که روی در اتاق شبکه و نگهداری و تعمیرات نصب شده معلوم است که نباید وارد آن شد و در این دو اتاق بسته است.

در اتاق های سوم، چهارم، پنجم و ... بسته است و در کل 15 اتاق در این طبقه از اداره وجود دارد که فقط در 3 اتاق باز است و کارمندان مشغول کار هستند، البته در یکی از اتاق ها چند میز و سیستم اداری چیده شده اما فقط یکی از پرسنل در آن حضور دارد .

عقربه های ساعت روی دیوار یکی از اتاق ها ساعت 13 را نشان می دهد.  رئیس دفتر مدیر درگیر پیدا کردن پرونده ای است و اعتنایی به حضورم نمی کند.

آقای مدیر تشریف دارند ؟ می گوید : « مهندس در جلسه ای خارج از اداره هستند، البته تا آخر وقت اداری خواهند آمد.» فرد دیگری از کارکنان شرکت گاز بیرجند آن جا نشسته و چای می نوشد.

یکی از کارکنان خانم مجموعه با نگاه عجیبی از کنارم می گذرد و پس از یک دقیقه در حالی به همراه همکارش باز می گردد که دو لیوان چای در دستش است و وارد اتاقش می شود شاید برای این که کسی مزاحمشان نشود در اتاقش را می بندد.

این ساختمان چند طبقه دیگر هم دارد اما به دلایلی با یک بنر نسبتا بزرگ جلوی ورود افراد به دیگر طبقات اداره گرفته شده است.

 امور مشترکین مراجعه کننده دارد، پیرمرد در حالی که قبض گاز در دستش است می گوید : «قبض گاز منزل ما اشتباه صادر شده و مبلغ آن زیاد است» .

خانم جوان دیگری هم این مشکل را دارد که مسئول امور مربوط با صدور قبضی جدید مشکل آن ها را حل می کند.

آب منطقه ای

اینجا شاید پیدا کردن اتاق ها کمی پیچیده باشد.یک فضای شکسته با سالن هایی که باید اتاق هایش را به زحمت به ذهن سپرد.به همین خاطر هم در تابلوی راهنمای ارباب رجوع سالن ها نامگذاری و نام اتاق ها هم مشخص شده اند.

تک تک اتاق ها را به چشم می سپارم تا کند وکاوی گذرا در آن داشته باشم. ارباب رجوعی به چشم نمی خورد اما کارکنان پشت میز در حال کارند.برخی به سیستم های رایانه ای خود زل زده اند و برخی نیز پرونده هایی را جستجو می کنند.

چند نفری پشت در اتاق مدیرمنتظرند.مدیر در اتاقش نشسته و مسئول دفتر هر از گاه یکی از ارباب رجوع ها را صدا می زند.  کمی خودم را به ماکت های زیبایی که از سدهای استان در سالن منتهی به اتاق مدیرعامل جانمایی شده مشغول می کنم و دوباره پس از نیم ساعتی دیگر اتاق ها را بررسی می کنم. کارکنان همچنان در حال کارند.

شهرداری منطقه 2

همراه با چند نفری از در شیشه ای آبی رنگ وارد ساختمان 2 طبقه ای  شهرداری منطقه 2 می شوم .

این جا مانند یک شهر است، شهری که نظم دارد و هر فردی وظیفه ای را به دوش می کشد. 
تابلوی نصب شده در قسمت چپ ورودی راهنمایم می شود .

در طبقه همکف واحدهای سایت شهرسازی، مسئول شهرسازی، ثبت درخواست، کارشناسی، کنترل فنی، درآمد، صدور استعلامی، صدور پروانه، بایگانی و انفورماتیک قرار گرفته است و کارمندان هر واحد مشغول به کار خود هستند.

بر خلاف انتظار که این جا شهرداری است تعداد ارباب رجوع ها به انگشتان یک دست هم نمی رسد.

هر چند ساعت به پایان یک روز کاری نزدیک می شود اما رفت و آمد به اتاق شهردار ادامه دارد.

ساعت 13در 10 اداره دولتی یک شهر

ساعت 13در 10 اداره دولتی یک شهر

ساعت 13در 10 اداره دولتی یک شهر

برچسب ها: ادارات ، دولتی ، کارمندان
نظر شما:
نام:
ایمیل:
* نظر: