گردش میلیاردی هنر ایران در حراجی ها +جدول - صبحانه آنلاین | Sobhanehonline.com
کد خبر: ۱۱۵۵۰۹
تاریخ انتشار: ۰۶ آذر ۱۳۹۵ - ۲۱:۵۸
سینمای ایران این سال ها کم و بیش جای خودش را در عرصه اقتصاد پیدا کرده و اگر روزگاری فروش بالای یک میلیارد برای یک فیلم رکورد محسوب می شد.
به گزارش صبحانه، در حالی که هنر ایران در حراج های جهانی حضور پررنگی دارد ولی هنوز این ظرفیت که می تواند در حوزه ارزآوری نقش مهمی داشته باشد به اندازه کافی جدی گرفته نشده است.

به گزارش اقتصاد ایران، سینمای ایران این سال ها کم و بیش جای خودش را در عرصه اقتصاد پیدا کرده و اگر روزگاری فروش بالای یک میلیارد برای یک فیلم رکورد محسوب می شد، حالا دیگر هر سال تعداد فیلم ها با فروش میلیاردی بیشتر می شود. البته سینما هنر هزینه بری است و بخش عمده ای از فروش فیلم صرف بازگشت هزینه ها می شود.

در تئاتر گرچه وضع گیشه بهتر شده و چرخ اقتصاد تئاتر با وجود کم شدن حمایت های دولتی می چرخد اما یک سالن تئاتر با ۱۵۰ صندلی اگر هر روز به صورت کامل بلیت هایش را با قیمت متوسط هر صندلی ۲۵ هزار تومان بفروشد، در یک ماه چه رقمی خواهد شد؟

در موسیقی اوضاع بهتر از تئاتر است خصوصا اگر موضوع موسیقی پاپ باشد. با اینکه اجرای موسیقی از نظر سانس، اجرایی محدودتر از همه مدیوم های هنری دارد اما قیمت بالای بلیت ها و سالن هایی که ظرفیت بالایی برای پذیرش مخاطب دارد و پر مخاطب بودن این عرصه باعث شده اوضاع اقتصادی موسیقی در عرصه کنسرت خوب باشد.

اما شاید مردم کمترین اطلاعات را در زمینه گردش اقتصادی در عرصه هنرهای تجسمی داشته باشند. چگونگی گردش اقتصادی در عرصه هنرهای تجسمی به دلیل پیچیدگی هایی که دارد و حتی به دلیل حساس نبودن سطوح مختلف جامعه و مسئولان نسبت به این بازار، تنها وقتی تیترهایی مانند «فروش میلیاردی تابلوی سهراب سپهری در حراج تهران» در رسانه ها منتشر می شود توجه ها را به خود جلب می کند و اغلب مخاطب نا آگاه با خود می گوید چرا باید یک تابلوی نقاشی یک میلیارد و نیم فروش برود.

روتین ترین شیوه گردش اقتصادی در عرصه هنرهای تجسمی از طریق برپایی نمایشگاه و مجرای گالری ها رخ می دهد اما در تمام دنیا یکی از مهمترین مراجعی که در چرخه اقتصادی عرصه هنرهای تجسمی تعیین کننده هستند حراجی ها هستند و از این راه می توان برای کشور ارزآوری داشت و روی گردش مالی آن حساب کرد؛ اتفاقی که در ایران هنوز جدی گرفته نشده و شاید یکی از علت هایش همان پیچیدگی های بازی اقتصادی در این وادی و یا نبود شناخت این عرصه باشد. برپایی پنج دوره «حراج تهران» که به دلایل متعدد از جمله نزدیک کردن قیمت اثر هنری در داخل و خارج از کشور برپا شده است یکی از واکنش ها به این مساله اقتصادی است اما این حرکت به تنهایی برای پویا کردن اقتصاد هنرهای تجسمی کافی نیست.

برپایی حراج کریستیز در دبی و سهم قابل توجه هنر ایران در این حراج
بیست و یکمین حراج کریستیز که ۲۷ مهرماه در دبی برگزار شد بار دیگر بحث اقتصاد هنرهای تجسمی ایران را بر سر زبان ها انداخت. حراجی که ۶,۳۶۴,۸۷۵ دلار فروش داشت و یازده اثر ایرانی در این حراج بالای یکصد هزار دلار چکش خوردند و از میان ۴۱ اثر ایرانی از ۱۸ هنرمند، ۳۹ اثر به فروش رسیدند و سهم قابل ملاحظه ای از فروش این حراج را به خود اختصاص دادند.

گردش میلیاردی هنر ایران در حراجی ها +جدول
خانه حراج کریستیز (christies) در حال حاضر ۸۵ شعبه در ۴۳ کشور جهان دارد که از مهم ترین آنها می توان به شعبات نیویورک، پاریس، لس آنجلس، دبی، آمستردام، هنگ کنگ، رم و برلین اشاره کرد. گفته می شود روزگاری قرار بود این حراج به جای دبی در تهران برپا شود اما به دلیل مهیا نبودن زیرساخت های برپایی این حراج در ایران این اتفاق مهیا نشد. حجم بالای مبادلات مالی که در این حراج اتفاق می افتد یکی از این دلایل بود، اما امروز در منطقه خاورمیانه بیشترین حجم تبادل مالی در عرصه هنرهای تجسمی دوبار در سال در این حراج و در دبی رخ می دهد؛ حراجی که برپایی اش بدون حضور هنر ایران امکان پذیر نیست و تقریبا بین یک سوم تا یک پنجم آثار هر دوره حراج را به خود اختصاص می دهد. در این حراج آثار هنرمندان ایران، عرب و ترکیه چکش می خورد.

گردش میلیاردی هنر ایران در حراجی ها +جدول
رکورد حراج کریستیز نزد هنر ایران
بهار و پاییز هر سال باید منتظر چکش خوردن آثار هنری ایران در منطقه باشیم؛ آثاری که گاه رکوردهایی از خود می گذارند که تا سال ها باقی می مانند. مانند اثر «پرسپولیس» پرویز تناولی که سال ۲۰۰۸ با فروش ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار دلار رکورد شگفتی آوری زد و یا در بهار سال ۹۴ سه حراج کریستیز، بانامز و ساتبیز ۵۰ اثر ایرانی را چکش زدند که معادل ۳ میلیون دلار نصیب هنر ایران کرد.

گردش میلیاردی هنر ایران در حراجی ها +جدول

حراج کریستیز مشابه حراج های دیگر دنیا برگزار می شود. این حراج با یک سیستم باز و آزادانه اداره می شود و هیچ محدودیتی برای قیمت گذاری وجود ندارد به همین دلیل هر کسی می تواند اثر موردنظرش را مستقیما یا از طریق افراد دیگر به حراج کریستیز پیشنهاد دهد. در حال حاضر تعداد زیادی از گالری دارها با این حراجی مرتبط شده اند و مدیر جوان این حراج لااقل سالی یک بار به ایران سفر می کند و به گالری های مختلف سر می زند.

به این سادگی ها نیست
اما چه از نگاه بیرونی و چه از منظر درونی (نگاه هنرمندان و کارشناسان حوزه هنرهای تجسمی) برپایی این حراجی ها و گردش مالی در آن به همین راحتی ها تحلیل نمی شود.

همچنان ارقامی که در این حراج برای آثار هنری چکش می خورد برای عده ای ارقامی نجومی است و برای برخی پرسش هایی را پیش رو قرار می دهد که این ارقام توسط چه کسانی پرداخت می شود. البته هیچ گاه هیچ حراجی نام فروشنده و خریدار خود را اعلام نمی کند. برخی از کارشناسان داخلی نیز این ارقام را یک پیروزی بزرگ برای هنر ایرانی ذکر می کنند. در این میان البته پرسش های دیگری نیز مطرح می شود مثل اینکه چرا در اکثر دوره های این حراج اسامی ثابتی تکرار می شود و تقریبا حضور جوان ترها در این حراجی بسیار کمرنگ است. به طور مثال نام هایی مانند فرهاد مشیری، منیر فرمانفرماییان، حسین زنده رودی، سهراب سپهری، پرویز تناولی، فرامز پیل آرام، افشین پیرهاشمی به دفعات در حراج کریستیز به چشم می خورد.


گردش میلیاردی هنر ایران در حراجی ها +جدول
مایکل جی ها، رییس جوان کریستیز خاورمیانه که ملیتی لبنانی دارد، معتقد است: کریستیز باید هنرمندانی را بیاورد که در جاهای مختلف نمایشگاه گذاشته و در گالری های حرفه ای و بزرگ آثارشان عرضه شده باشد. وظیفه کریستیز این نیست که جوان ها را وارد مارکت کند. ما باید آثاری عرضه کنیم که خریدار بین المللی داشته باشند.

برای همین در این حراج که در اوج رکود اقتصادی بین ۴ تا ۵ میلیون دلار فروش داشت یک دوره بخشی برای ارائه هنر جوان ترها باز کرد ولی به سرعت این ایده جمع آوری شد تا همچنان دایره هنرمندان در این حراجی محدود باشد.

اما شاید یکی از مهمترین نکته های این حراجی این باشد که مشخص نیست خریداران هنر ایرانی چه کسانی هستند. مدیر کریستیز می گوید: عرب ها کارهای ایرانی را می خرند اما ایرانی ها کمتر به سراغ خرید آثار عربی می روند.

و اینجا عده ای این موضوع را مطرح می کنند که آیا خرید و فروش آثار در حراجی ها صرفا یک بازی برای بالا بردن قیمت آثار یک هنرمند است! هر چند از دید اقتصاد هنر این موضوع اگر هم بازی باشد بازی پذیرفته شده ای در تمام دنیاست.

صنایع بزرگ و بانک های عامل وارد چرخه اقتصاد هنر شوند
و اما حبیب الله صادقی هنرمند نقاش درباره حراج کریستیز و ساز و کارهایش گفت: حراجی ها یک امکان در دنیای هنر هستند و بسیار اتفاق خوبی است که عده ای از هنرمندان ما در این حراجی جای خوبی دارند و کارهایشان به فروش می رود. البته بیشتر در این حراجی آثار نقاشی دهه ۴۰ و ۵۰ ما فروخته می شود اما هر چراغی که در اقتصاد هنر روشن باشد باید غنیمت شمرد و نباید به دلیل حسادت و اینکه چرا اثر من در این حراجی ها نیست، آن تلاش تخریب شود. هنر آن دهه ها نیز جزو افتخارات هنر ماست. برخی نقدها در این حوزه بوی بداخلاقی می دهد. باید به پیشینیان احترام گذاشت ولی از سویی باید این حرکت را پویا کنیم و همگانی تر بشود.

وی ادامه داد: اتفاقات جدیدی در عرصه هنر معاصر ایران رخ می دهد که در حراج کریستیز ارائه نمی شود و باید تلاش کنیم جایگاه خود را به دست بیاورد. ما نتوانستیم این گنج پنهان را همراهی و خوب آن را به دنیا معرفی کنیم. ضمن اینکه ما امکانات بسیار خوبی در کشورهایی مثل ژاپن، استرالیا، کانادا و... داریم که به سمت آنها نرفته ایم و تنها به کریستیز بسنده کرده ایم.
صادقی در عین حال با انتقاد از جریانی در حراج کریستیز که به عنوان نمونه مبحثی فمنیستی را راه می اندازد و ترجمان غلطی از زن ایرانی ارائه می دهد، بیان کرد: این گونه کارها که در این حراج ها ارائه می شود و تعدادشان البته کم است باعث می شود غیرت ملی تهییج شود. عده ای دوست دارند هنرمند ایرانی زن ایرانی را در اسارت نشان دهد و بعد این کارها وقتی در کشورهای عربی نمایش داده می شود غیرت ملی و انقلابی ما تهییج می شود. البته هنرمند ایرانی آنقدر باهوش است که فریب این سیاه نمایی را نخورد و دنبال‌رو این حرکت نباشد.
این هنرمند در ادامه اظهار کرد: ما هنرمندان ایرانی آنقدر توانایی داریم که هنر ملی خود را به دنیا عرضه کنیم و از این طریق پول دربیاوریم و در این میان به نظر می رسد نسل سوم ما که بسیار کاربلد هستند در اقتصاد هنر جایگاه مشخصی ندارند و ما باید در این مسیر بسیار کوشا باشیم.

وی در پایان گفت: به طور کلی اگر به هنر این امکان را بدهند که پر و بالی بگیرد می تواند اندازه صنایع دستی و نفت برای کشور ارزآوری داشته باشد اما برای این منظور باید بانک های عامل و یا حتی صنایع بزرگ در این عرصه سرمایه گذاری کنند، گالری تاسیس کنند و وارد چرخه خرید و فروش اثر هنری شوند. همانطور که صنایعی مثل مس کرمان یا فولاد مبارکه در عرصه ورزش وارد شده اند و تیم های ورزشی دارند چه ایرادی دارد آنها به عرصه هنر هم وارد شوند. هنر ایران استعداد بسیار شگفت انگیزی دارد.

گران ترین اثر یک حراج بهترین اثر هنری نیست
غلامرضا نامی که نامی آشنا در عرصه اقتصاد هنر است و امروزه به عنوان کارشناس و مشاور هنری گنجینه هنری یکی از بانک های خصوصی کشور فعالیت می کند و در اکثر حراجی های داخلی و خارجی حضور دارد درباره ساز و کار حراجی ها در بحث اقتصاد هنر گفت: بدون شک حراجی ها در اقتصاد هنر موثر هستند. از زمانی که حراج کریستیز برگزار شده قیمت آثار هنری ما به قیمت های واقعی نزدیک شده است. از نظر هنری اما هیچ حراجی در دنیا تاثیرگذار نیست و نمی توان گفت گران ترین اثر یک حراج بهترین اثر هنری و یا حتی بهترین اثر هنری آن حراج است. ما در برخی حراجی ها از جوانی از هنرمندان کشور خودمان اثری فروخته ایم که اثر یک هنرمند پیشکسوت و خوبمان در همان حراج یک چهار آن قیمت به فروش رفته است. پس حراجی ها در این زمینه تاثیرگذار نیستند.

وی ادامه داد: بازار بسیار تابع سلیقه است. حالا گاهی این سلیقه آموزش دیده است و گاهی بسیار روتین و معمولی. برای همین باید جامعه آگاه باشد تا سلیقه این حراجی ها به جامعه هنری تحمیل نشود و هر هنرمند روش خود را پیش گیرد و به این ترتیب بازار را می تواند تحت تاثیر قرار دهد.
وی در پاسخ به اینکه آیا حضور کمرنگ خریداران ایرانی در این حراج به دلیل این است که در داخل می توانند اثر هنرمندان را ارزان تر خریداری کنند نیز بیان کرد: اخیرا قیمت آثار ایرانی در حراجی های منطقه از داخل کشور ارزان تر شده است، اما این را بگویم که خرید اثر از گالری درست ترین شکل اقتصادی است که باید رخ بدهد. در همه جای دنیا هم اینگونه است و هیچ هنرمندی مستقیم اثرش را برای فروش ارائه نمی دهد بلکه از طریق گالری دار و یا یک نفر که معمولا آثار هنرمند را به بازار ارائه می دهد این کار را می کند. این درست ترین شکل اقتصادی هنر است.
نامی در ادامه به محسنات حراجی ها اشاره کرد و گفت: وقتی اثری در یک حراجی حضور پیدا می کند دیگر به عنوان سابقه آن اثر نزد خریدار می رود و اصالتش گارانتی می شود. در واقع حتی اگر هنر آن اثر بگوید کار تقلبی است هم تبلیغی برای خودش است.

این کارشناس هنری درباره اینکه در حراج کریستیز معمولا اسامی ثابتی حضور دارند و به ندرت با اسم تازه ای رو به رو می شویم نیز گفت: موضوع پسند بازار است و نکته بعد این است که برای مجموعه دار مهم است اثری را بخرد که در تاریخ هنر یک کشور ثبت شده است. در عرصه های دیگر هم کمابیش این موضوع صادق است. مثلا آن قالیبافی که در بازار خریدار بسیار دارد شاید کارش را یک قالیباف خبره تبریزی هم انجام بدهد و حتی بهتر اما آن اسم تثبیت شده است. این در واقع «تقصیر به حق» این حراجی ها هم هست که مطمئن شوند کاری را به حراج راه می دهند که خریدار دارد. ضمن اینکه در سال های اخیر هنرمندان جوان ایرانی هم به این حراجی ها راه پیدا کرده اند.
وی همچنین درباره فروش آثار هنری در حراجی کریستیز در دو دوره اخیر که به نظر می رسد افت داشته است، توضیح داد: کلا روند فروش در این حراجی رو به رشد بوده است اما یک سال است که کمی ضعیف شده و مجموعه داران با احتیاط خرید می کنند، اما خوشبختانه هنرمندانی که با مهجوریت رو به رو بودند مانند حسین کاظمی، منوچهر یکتایی و... با اقبال رو به رو شدند.

در این دوره از حراج کریستیز یک بخش به نام «مکتب سقاخانه» از هنر ایران ارائه شد که نامی در این باره نیز بیان کرد: حراجی ها با این حرکت ها می خواهند جذابیت ایجاد و مساله اقتصادی خود را تامین کنند، اما مکتب سقاخانه یکی از حرکت های تازه و نو در ایران بود که جا داشت به صورت مستقل ارائه شود و از این موضوع هر دو طرف سود کردند.
اثر بد یک هنرمند پرآوازه از اثر خوب یک هنرمند گمنام گران تر است
علیرضا سمیع آذر نویسنده و کارشناس هنری و مدیر حراج تهران هم با بیان اینکه در تمام جهان رکوردها دست هنرمندان مدرنیسم است، گفت: اینکه چرا آثار هنرمندان مدرنیست بیش از هنرمندان معاصر در حراجی ها حضور دارد یک پدیده جهانی است. در هیچ کجای دنیا بهترین های هنر معاصر به گرد پای مدرنیست ها نمی رسند و قیمت آثار مدرنیست ها بسیار بالاست برای همین همیشه رکورد در حراجی ها به نام این هنرمندها رقم می خورد و در خاورمیانه هم همین اتفاق می افتد.
وی ادامه داد: وقتی از هنرمندان حوزه مدرنیسم صحبت می کنیم صحبت از تاریخ هنر از ۴۰ سال به قبل می کنیم. این هنرمندان قدمت بیشتری دارند و اهمیت تاریخ هنری شان تثبیت شده است اما درباره هنرمند معاصر صحبت از این است که آیا ۱۰ سال دیگر آن هنرمند با همین قدرت امروز کار خواهد کرد؟ اینها هنوز اهمیت تاریخ هنری شان را ثابت نکرده اند. حراج گذارها هم به تبع مجموعه دارها سعی می کنند بیشتر از مدرنیست ها کار ارائه دهند.

وی در پاسخ به این پرسش که مهمترین فاکتوری که باعث می شود یک اثر به مارکت هنر راه پیدا کند چیست، بیان کرد: اگر از یک کارشناس مارکت هنر این سوال را بپرسید جواب محافظه کارانه اش این است که کیفیت آن اثر تضمین کننده داشتن مارکت است. کیفیت خوب اثر باعث می شود آن اثر به تاریخ هنر راه پیدا کند. می گویند کارهای بد ممکن است مدتی مشتری داشته باشند اما به دلیل ورود پیدا نکردن به تاریخ عمومی هنر از گردنه تاریخ هنر خارج می شوند. اما اگر بخواهیم در واقعیت امر این پدیده را ببینیم و جواب محافظه کارانه ندهیم باید بگویم به نظر من نام و آوازه هنرمند از کیفیت کار او در ورودش به چرخه اقتصادی هنر مهمتر است. در واقع اثر بد یک هنرمند بلند آوازه از کار خوب یک هنرمند گمنام گران تر است. البته این امر توجیه هنری ندارد اما در همه جای دنیا اینگونه است و در کشور ما هم کمابیش اینگونه است. البته آوازه ها ماندگار نیستند اما شما به کسانی که آوازه ای دارند نگاه کنید می بینید حتی اشیای زندگی او هم قیمتی می شود و لباس های او را هم در موزه ها می گذارند.

سمیع آذر ادامه داد: در تمام دنیا تحلیلگر آثار هنری لیستی از بهترین ها ارائه می دهند که لزوما لیست بهترین های مارکت هنر نیستند ولی بخشی از آن مشترک است. ایده آل همه این است که لیست بهترین ها دقیقا همان لیست گران ترین ها باشد.

وی در پاسخ به اینکه چرا در چند دوره اخیر حراج کریستیز فروش آثار ایرانی افت کرده است، عنوان کرد: در چند دوره اخیر بهترین کارهای هنرمندان مدرنیست ما ارائه نشده است. آثار خوب هنرمندان مدرنیست ما کمیاب هستند و مدیر یک حراج در فاصله ۶ ماه نمی تواند این آثار را پیدا کند و بسیاری از کسانی که این آثار را در اختیار دارند تمایلی به فروش آن ندارند چون برایشان توجیه اقتصادی ندارد.

این کارشناس امور هنری در پایان بیان کرد: البته حرف شما را قبول دارم که قیمت ها نازل تر شده و دلیل اقتصادی اش افت قیمت نفت در منطقه است و گرفتاری های سیاسی که منطقه با آن دست به گریبان است و خرید آثار هنری را ناامن کرده و تاثیر منفی در مارکت هنر داشته است. این اتفاق در کشورهای عربی به مراتب بدتر است و خریداران عربی این روزها با احتیاط خرید می کنند.
نظر شما:
نام:
ایمیل:
* نظر: